افسردگی بعد از بیکاری در ونکوور: مشاوره و نوروفیدبک برای ماه‌های بین دو شغل

Read this article in English: Depression After Job Loss in Vancouver: Counselling and Neurofeedback for the Months Between Jobs

اگر هفته‌ها یا ماه‌هاست بیکارید و حال‌وهوایتان صاف و بی‌رنگ شده، پاسخ کوتاه این است: آنچه تجربه می‌کنید یکی از مستندترین اثرات روانی در پژوهش‌های سلامت روان است و به درمان پاسخ می‌دهد. من ساموئل عزتی‌لرد (Samuel Ezzatilord, PhD, RCC, CCC, LMCC) هستم و در «Dr Samuel Counselling & Neurofeedback» در ۱۳۰۰–۱۵۰۰ خیابان وست جورجیا، مرکز شهر ونکوور، بریتیش کلمبیا، و همچنین از طریق ویدیوی امن در سراسر استان، درمان افسردگی همراه با تمرین نوروفیدبک ارائه می‌دهم. یک فراتحلیل در سال ۲۰۰۹ که ۲۳۷ مطالعهٔ مقطعی و ۸۷ مطالعهٔ طولی را بررسی کرد نشان داد ۳۴٪ از افراد بیکار مشکلات روان‌شناختی قابل توجه داشتند، در برابر ۱۶٪ از شاغلان — و شواهد طولی از این حمایت می‌کند که بیکاری این آشفتگی را ایجاد می‌کند، نه اینکه صرفاً همراه آن باشد. شما ضعیف نشده‌اید و تاب‌آوری‌تان را از دست نداده‌اید؛ داربستی را از دست داده‌اید که روز، هویت و خواب شما را سر پا نگه می‌داشت، و درمانی که جواب می‌دهد همین داربست را عمدی و گام‌به‌گام بازمی‌سازد، به‌جای آنکه منتظر بماند یک پیشنهاد شغلی این کار را بکند. مستقیم با شمارهٔ ۶۰۴-۷۲۱-۰۶۰۴ یا از طریق drsamuel.ca با من تماس بگیرید. جلسات به فارسی و انگلیسی برگزار می‌شود.

این افسردگی است یا واکنش طبیعی به از دست دادن کار؟

هر دو توصیف می‌تواند هم‌زمان درست باشد، و تفاوتی که از نظر بالینی اهمیت دارد این نیست که واکنش «قابل‌فهم» است یا نه، بلکه این است که آیا این واکنش خودش را تغذیه می‌کند یا نه.

در دو سه هفتهٔ اول پس از اخراج یا تعدیل، بیشتر افراد ترکیبی از شوک، خشم، آسودگی و آدرنالین را تجربه می‌کنند. خواب به‌هم می‌ریزد، اشتها تغییر می‌کند، و اغلب انفجاری از فعالیت هست: به‌روزرسانی رزومه ساعت یک بامداد، پیام دادن به هرکسی که می‌شناسید. آن مرحله یک پاسخ استرسی است، نه یک تشخیص.

تصویر وقتی عوض می‌شود که چند هفته بعد مجموعه‌ای از نشانه‌ها را می‌بینید که دیگر با خبرهای جست‌وجوی کار بالا و پایین نمی‌شود: بیدار شدن با تکان در ساعت چهار صبح و نتوانستن دوباره خوابیدن؛ بی‌علاقگی به کارهایی که قبلاً دوستشان داشتید، حتی وقتی رایگان‌اند؛ روزی که بدون شکل و ساختار آب می‌شود؛ سنگینی‌ای که حتی در روزی که تماس امیدوارکننده‌ای گرفته‌اید باقی می‌ماند؛ حرف‌های تند با خودتان که از «کارم را از دست دادم» به «من آدمی هستم که شکست می‌خورد» گسترش یافته؛ و بی‌میلی فزاینده به جواب دادن پیام دوستان. وقتی چند مورد از این‌ها بیش از دو هفته با هم ادامه پیدا کند، خلق پایین دیگر واکنش به شرایط نیست و روی موتور خودش کار می‌کند. اینجا همان جایی است که مشاوره مسیر را عوض می‌کند، و همان جایی که هرچه زودتر شروع شود، دورهٔ بهبود کوتاه‌تر است.

چرا بیکاری این‌قدر سنگین است، حتی وقتی پول فعلاً مشکلی نیست؟

مراجعان اغلب بابت این حال بد عذرخواهی می‌کنند، چون حق سنوات یا بیمهٔ بیکاری فعلاً خرج را می‌دهد. این عذرخواهی از یک سوءتفاهم رایج می‌آید: پول تنها چیزی نبود که کار به شما می‌داد.

کار یک ساختار زمانی بیرونی می‌دهد، تا لازم نباشد هر روز خودتان دلیلی برای بلند شدن بسازید. تماس اجتماعی بی‌زحمت می‌دهد، بدون آنکه کسی را دعوت کنید. هدفی مشترک می‌دهد که تلاش شما را به چیزی وصل می‌کند. جایگاه می‌دهد — پاسخ به «کارتان چیست؟» — و جریانی از سیگنال‌های کوچک و منظم می‌دهد که شما توانمندید. از دست دادن درآمد یکی از این‌ها را می‌برد؛ از دست دادن کار همهٔ آن‌ها را با هم می‌برد، در یک بعدازظهر، معمولاً بدون هشدار.

آنچه بعد می‌آید قابل‌پیش‌بینی و — نکتهٔ مهم — مکانیکی است. روز لبه‌هایش را از دست می‌دهد. خواب دیرتر می‌شود، بعد نامنظم، بعد بی‌کیفیت. فعالیت به دو کار محدود می‌شود که تحمل‌پذیرند: بالا و پایین کردن آگهی‌های شغلی و دراز کشیدن — و هر دو خلق را پایین‌تر می‌برند. ارتباط با آدم‌ها کم می‌شود، بخشی به دلیل هزینه و بخشی از ترس این پرسش که «کارت چی شد؟». هر یک از این تغییرها واکنشی معقول به موقعیت است، و هر یک، وقتی جا افتاد، مستقل از اینکه هفتهٔ آینده کار پیدا کنید یا نه، افسردگی را تغذیه می‌کند.

هنوز آمادهٔ حرف زدن نیستید؟

یک خط برایم پیامک یا واتساپ بفرستید — همین «سایتتان را دیدم، این روزها سخت است» کافی است. خودم شخصاً پاسخ می‌دهم، معمولاً ظرف یک روز. لازم نیست در پیام شرایطتان را توضیح دهید و با فرستادن آن به هیچ چیزی متعهد نمی‌شوید. شمارهٔ من ۶۰۴-۷۲۱-۰۶۰۴ است و لینک واتساپ در همهٔ صفحات drsamuel.ca هست.

چرا این وضعیت برای متخصصان تحصیل‌کردهٔ خارج از کانادا سخت‌تر است؟

اگر حرفه‌تان را جای دیگری ساخته‌اید و حالا در ونکوور دنبال کار می‌گردید، این فقدان یک لایهٔ اضافه دارد و داده‌های کانادایی در این‌باره صریح‌اند. مرکز آمار کانادا با ردیابی همان کارگران در سرشماری‌های ۲۰۰۶ و ۲۰۱۶ نشان داد ۱۰٫۱٪ از مهاجران در هر دو سرشماری به‌طور مداوم بیش از حد شغلشان تحصیل‌کرده بودند، در برابر ۳٫۶٪ از غیرمهاجران. محل اخذ مدرک از هر عامل دیگری مهم‌تر بود: مهاجرانی که خارج از کانادا تحصیل کرده بودند نرخ ۱۴٫۳٪ داشتند، در برابر ۴٫۴٪ برای مهاجرانی که در کانادا درس خوانده بودند.

این داستانِ کم‌کاری فردی نیست؛ یک واقعیت ساختاری دربارهٔ به‌رسمیت‌شناختن مدارک است، و همین کارِ درمان را عوض می‌کند. اگر مهندسی هستید که برای اپلیکیشن پیک کار می‌کند، دندان‌پزشکی که دستیار آزمایشگاه شده، یا مدیری که برای شغلی سه پله پایین‌تر درخواست می‌دهد، توصیهٔ رایج «مثبت باش و ادامه بده» نه‌فقط بی‌فایده است، بلکه دربارهٔ صورت‌مسئله اشتباه است. کاری که در جلسه انجام می‌شود چیز دیگری است: جدا کردن سوگِ یک فقدان واقعی و ادامه‌دار — که باید نامیده شود، نه تصحیح — از نتیجه‌گیری‌های افسرده‌ای که روی آن رشد می‌کنند و به درمان پاسخ می‌دهند.

لایهٔ دومی هم هست. تحلیل «گزارش‌های سلامت» مرکز آمار کانادا دربارهٔ مراجعه برای سلامت روان نشان داد مهاجران در کانادا، حتی در سطح یکسانی از سلامت روانِ خودگزارش‌شده، به‌طور پیوسته کمتر از افراد متولد کانادا به متخصص سلامت روان مراجعه می‌کنند، و این فاصله در برخی گروه‌های آسیایی‌تبار بیشتر است. انگ اجتماعی، زبان، و بدبینی معقول به سیستم‌ها همه در این ماجرا نقش دارند. نتیجه‌اش این است که بسیاری خیلی دیرتر از آنچه لازم بود به مشاوره می‌رسند و ماه‌هایی را از دست می‌دهند که لازم نبود از دست بدهند.

در نود روز اول واقعاً چه چیزی کمک می‌کند؟

مفیدترین چیزی که می‌توانم بگویم این است: درمانی که برای این وضعیت قوی‌ترین شواهد را دارد، با افکار شما دربارهٔ خودتان شروع نمی‌شود. با تقویم شما شروع می‌شود.

فعال‌سازی رفتاری یک روان‌درمانی ساختاریافته است که در آن برنامه‌ای از فعالیت‌های معنادار یا لذت‌بخش را دوباره می‌سازید، اثر هرکدام را بر خلق خود ثبت می‌کنید، و برای تصمیم گام بعدی به‌جای «انگیزه» از همین داده‌ها استفاده می‌کنید. یک مرور نظام‌مند کاکرین در سال ۲۰۲۰ با تجمیع ۵۳ مطالعه و ۵۴۹۵ شرکت‌کننده، شواهدی با قطعیت متوسط یافت که فعال‌سازی رفتاری از مراقبت معمول برای افسردگی مؤثرتر است، و شواهدی با قطعیت متوسط که تفاوتی میان فعال‌سازی رفتاری و درمان شناختی‌رفتاری وجود ندارد. به بیان دیگر، یکی از مؤثرترین گزینه‌های موجود برای افسردگی یکی از عینی‌ترین‌ها هم هست — و دقیقاً با زندگی‌ای جور است که تازه ساختارش را از دست داده.

در عمل، در سه ماه اول، این یعنی چند تعهد مشخص و کوچک. یک ساعت بیداری ثابت، هفت روز هفته، چون پنجرهٔ خواب نامنظم بقیهٔ کارها را بی‌اثر می‌کند. محدود کردن جست‌وجوی کار به بازه‌های مشخص، به‌جای آنکه در تمام روز پخش شود، تا بقیهٔ روز برای زندگی کردن بماند نه برای دلشورهٔ خفیف و دائمی. دست‌کم یک تماس انسانی در روز که موضوعش کار نباشد. یک فعالیت در هفته که هیچ ربطی به قابل‌استخدام بودن ندارد و فقط به این دلیل هست که زمانی برایتان مهم بوده. و ثبت کتبی خلق پیش و پس از هر فعالیت، تا از روی شواهد کار کنیم نه از روی حافظهٔ نسخهٔ افسردهٔ شما، که هر چیز خوبی را کم‌گزارش می‌کند.

در کنار این، کار شناختی: جدا کردن «هنوز استخدام نشده‌ام» از «من غیرقابل‌استخدامم» و سنجیدن دومی با کارنامهٔ واقعی، نه با آنچه ساعت چهار صبح احساس می‌شود. جایی که از دست دادن کار روی مواد قدیمی‌تری نشسته — پدر یا مادری سختگیر، تحقیری در گذشته، خانواده‌ای که ارزش را با درآمد می‌سنجید — طرح‌واره‌درمانی یا کار با IFS به لایه‌ای می‌رسد که منطق به‌تنهایی به آن دست نمی‌یابد.

بیست دقیقهٔ اول رایگان است

تلفنی، با خود من — بدون منشی، بدون فرم پذیرش، بدون هیچ تعهدی. می‌توانید بپرسید که اصلاً الان مشاوره منطقی است یا نه، یک دوره چه شکلی است، و وقتی بین دو شغل هستید پوشش بیمه چطور کار می‌کند. اگر جای مناسبی نباشم، همان‌جا می‌گویم و شما را به جای بهتری راهنمایی می‌کنم. از drsamuel.ca/book-a-call/ وقت بگیرید یا با ۶۰۴-۷۲۱-۰۶۰۴ تماس بگیرید.

جای نوروفیدبک کجاست؟

تمرین نوروفیدبک روشی غیردارویی است که در آن حسگرها فعالیت جاری مغز شما را می‌خوانند و یک صفحه یا صدا بازخورد لحظه‌ای می‌دهد، طوری که در طول جلسه‌های مکرر رسیدن به الگوهای مرتبط با هوشیاری، آرامش و خواب آسان‌تر می‌شود. در کار من نوروفیدبک در کنار مشاوره می‌نشیند، نه به‌جای آن، و بیشترین فایده‌اش برای لایه‌ای است که گفت‌وگو به‌سرعت به آن نمی‌رسد: خوابی که خستگی را رفع نمی‌کند، سیستم عصبی‌ای که در حالت آماده‌باش خفیف گیر کرده، و آن کیفیت مه‌آلود و بی‌رمقی که مصاحبهٔ شغلی را ناممکن جلوه می‌دهد.

می‌خواهم دربارهٔ شواهد دقیق باشم، نه پرشور. یک فراتحلیل سال ۲۰۲۲ در مجلهٔ Psychological Medicine دربارهٔ بایوفیدبک و نوروفیدبک برای افسردگی، اثر بین‌گروهی Hedges’ g = ۰٫۷۱۷ را در هشت مطالعهٔ اختلال افسردگی اساسی با ۱۷۶ بیمار گزارش کرد — اثری معنادار — اما همان نویسندگان بر خطر سوگیری «بالا یا نامشخص» در بیشتر کارآزمایی‌ها، نمونه‌های کوچک و دادهٔ پیگیری محدود انگشت گذاشتند. این یک سیگنال واقعی در ادبیاتی جوان است، نه نتیجه‌ای قطعی. موضع صادقانه این است: فعال‌سازی رفتاری و درمان شناختی پایهٔ شواهد قوی‌تری برای افسردگی دارند، تمرین نوروفیدبک مکملی معقول و امیدبخش است، و هرکس خلاف این بگوید دارد چیزی می‌فروشد. در تماس رایگان به شما می‌گویم که در مورد شما چیزی به درمان اضافه می‌کند یا نه.

یک دورهٔ درمان اینجا چگونه پیش می‌رود؟

جلسهٔ اول یک ارزیابی است: خلق پایین چقدر ادامه داشته، خواب در چه وضعی است، چه چیزهایی امتحان شده، آیا تروما یا سابقهٔ طولانی‌تری زیر آن هست، و از پایان کار دقیقاً چه چیزی تغییر کرده. با یک برنامه از جلسه بیرون می‌آیید، نه با تکلیف «شکرگزاری بنویس».

بعد از آن، در شروع هفتگی — فاصلهٔ زیاد بین جلسات در افسردگی باعث فروپاشی برنامهٔ فعال‌سازی می‌شود — و پس از بهبود اولیه، هر دو هفته یک‌بار. بیشتر افراد اولین تغییر قابل‌اندازه‌گیری را در چهار تا شش هفته می‌بینند و در ۱۲ تا ۲۰ جلسه به جای خوبی می‌رسند. افسردگی روی تروما یا سابقهٔ طولانی بیشتر طول می‌کشد و این را از همان ابتدا می‌گویم، نه در جلسهٔ پانزدهم. پیشرفت هر چند جلسه با یک پرسشنامهٔ کوتاه استاندارد سنجیده می‌شود تا هیچ‌کدام‌مان حدس نزنیم.

تعداد مراجعانم کم است و خودم به تلفنم جواب می‌دهم. این انتخاب من است: از مرکز تماس رد نمی‌شوید، پیش از صحبت با یک انسان فرم آنلاین پر نمی‌کنید، و وقت‌های عصر و آخر هفته وجود دارد چون جست‌وجوی کار و مصاحبه‌ها ساعت اداری را رعایت نمی‌کنند.

وقتی درآمدی ندارید، هزینهٔ مشاوره را چه کسی می‌دهد؟

همین پرسش است که جلوی تماس گرفتن افراد را می‌گیرد، پس صریح می‌گویم. بیشتر بیمه‌های تکمیلی در بریتیش کلمبیا خدمات یک Registered Clinical Counsellor را پوشش می‌دهند و این پوشش اغلب تا مدتی پس از پایان اشتغال یا از طریق بیمهٔ همسر ادامه دارد — پیش از آنکه فرض کنید از بین رفته، بررسی کنید. هزینه‌ها و مخارج جلسات توسط ICBC، CVAP، FNHA، IFHP، RCMP، VAC و بیشتر بیمه‌های دیگر پوشش داده می‌شود و صورت‌حساب مستقیماً به شرکت‌های بیمه ارسال می‌شود. اگر افسردگی شما پس از تصادف رانندگی آغاز شده، ICBC هزینهٔ مشاوره را برای مدعیان بدون پرداخت از جیب شما تأمین می‌کند. اگر پس از یک جرم بوده، CVAP آن را می‌پوشاند. جانبازان و اعضای RCMP از طریق VAC و برنامهٔ RCMP پوشش دارند. بیشتر مراجعان ICBC من چیزی از جیب پرداخت نمی‌کنند. اگر هیچ‌کدام شامل شما نمی‌شود، در تماس رایگان بگویید تا صادقانه دربارهٔ آنچه عملی است حرف بزنیم.

چه زمانی این چیزی بیشتر از خلق پایین است؟

اگر به پایان دادن به زندگی فکر می‌کنید، یا فکر می‌کنید خانواده‌تان بدون شما بهتر است، این نشانهٔ بیماری است نه نتیجه‌گیری دربارهٔ ارزش شما — و همین حالا رسیدگی می‌خواهد، نه بعد از مصاحبهٔ بعدی. در کانادا خط بحران خودکشی ۹۸۸ به‌صورت تلفنی یا پیامکی، شبانه‌روزی و چندزبانه در دسترس است. اگر در خطر فوری هستید با ۹۱۱ تماس بگیرید یا به نزدیک‌ترین اورژانس بروید. نسخه‌های مبهم این افکار — «کاش مدتی نبودم» — در افسردگی رایج‌اند، گفتنشان در جلسهٔ اول کاملاً امن است، و دقیقاً همان چیزی است که ترجیح می‌دهم پیش من بیاورید تا اینکه تنها حملش کنید.

پرسش‌های متداول

چقدر بعد از بیکار شدن باید صبر کنم تا مشاوره بگیرم؟
دورهٔ انتظاری لازم نیست، و صبر کردن هزینه دارد. اگر خلق پایین، به‌هم‌ریختگی خواب و کناره‌گیری بیش از دو هفته ادامه یافته و دیگر با خبرهای جست‌وجوی کار بالا و پایین نمی‌شود، همان‌جا نقطهٔ شروع است. بهبود معمولاً هرچه درمان زودتر آغاز شود کوتاه‌تر است، چون عادت‌هایی که افسردگی را نگه می‌دارند — پنجرهٔ خواب فرسوده، دامنهٔ فعالیت کوچک‌شده، ارتباط‌های اجتناب‌شده — هرچه بیشتر بمانند سخت‌تر برمی‌گردند.

وقتی مشکل واقعی نداشتن کار است، مشاوره چه فایده‌ای دارد؟
مشاوره پیشنهاد شغلی تولید نمی‌کند. کاری که می‌کند این است که نگذارد افسردگی خودش به دلیل شکست جست‌وجوی کار تبدیل شود. افراد افسرده در مصاحبه ضعیف‌تر ظاهر می‌شوند، کمتر درخواست می‌دهند، کمتر شبکه‌سازی می‌کنند و پاسخ‌های خنثی را رد شدن می‌خوانند؛ پس درمان افسردگی خودِ جست‌وجو را بهتر می‌کند. ضمناً از بخش‌هایی از زندگی محافظت می‌کند که یک جست‌وجوی طولانی بی‌سروصدا نابودشان می‌کند: رابطهٔ زناشویی، خواب، و رابطه با فرزندان.

الان حالم از ماه اول بدتر است. طبیعی است؟
بسیار رایج است. هفته‌های اول معمولاً با آدرنالین، حق سنوات و این باور که زود تمام می‌شود جلو می‌رود. ماه سوم یا چهارم زمانی است که فقدان ساختار کاملاً جا افتاده، حمایت اولیهٔ دوستان رقیق شده، و گذر زمان دیگر آرامش‌بخش نیست. بدتر شدن در آن نقطه یک الگوی شناخته‌شده است، نه نشانهٔ بد عمل کردن شما.

برای شروع مشاوره به تشخیص یا ارجاع پزشک نیاز دارم؟
خیر. می‌توانید مستقیم با من تماس بگیرید — بدون ارجاع، بدون تشخیص، بدون منشی و بدون فرم پذیرش پیش از صحبت با یک انسان. اگر بیمهٔ تکمیلی شما برای بازپرداخت مدرک بخواهد، رسیدهایی با تمام جزئیات موردنیاز بیمه ارائه می‌دهم.

همسرم کارش را از دست داده و دیگر با من حرف نمی‌زند. چه کنم؟
این کناره‌گیری معمولاً از شرم است نه سرزنش، و فشار آوردن برای گفت‌وگو آن را عمیق‌تر می‌کند. آنچه بیشتر کمک می‌کند: به‌جای دعوت به گفت‌وگو، او را به فعالیت مشترک دعوت کنید؛ یک روال عادی که هنوز با هم دارید را حفظ کنید؛ نگذارید جست‌وجوی کار موضوع هر شب باشد؛ و خودتان یک جلسه بیایید. همسران اغلب از یک جلسه دربارهٔ «چطور مفید باشم» بیشتر نتیجه می‌گیرند تا از شش ماه تلاش برای گفتن جملهٔ درست.

می‌توانم این کار را به فارسی انجام دهم؟
بله. من به فارسی و انگلیسی کار می‌کنم، و بار فرهنگیِ کار، انتظار خانواده و اینکه شما قرار بود آن کسی باشید که در غربت موفق می‌شود، بخشی از گفت‌وگوی ماست، نه حاشیه‌ای بر آن. جلسات به فارسی برگزار می‌شود.

آیا تمرین نوروفیدبک جایگزین مشاوره برای افسردگی است؟
خیر، و من آن را به‌عنوان جایگزین ارائه نمی‌دهم. شواهد قوی‌تر برای افسردگی نزد روان‌درمانی ساختاریافته است — فعال‌سازی رفتاری و درمان شناختی‌رفتاری. نوروفیدبک مکملی است که برخی افراد برای خواب، انرژی و تمرکز مفید می‌یابند، در حالی که کار اصلی را روان‌درمانی انجام می‌دهد.

قبلاً مشاوره رفته‌ام و کمکی نکرد. حالا چه؟
همین را در تماس رایگان با جزئیات بگویید. اغلب آنچه کمک نکرده یک رویکرد حمایتی کلی بوده که به مشکلی نیاز به پروتکل ساختاریافته داشت اعمال شده، یا درمانی که لایهٔ اشتباه را هدف گرفته — حرف زدن دربارهٔ احساسات وقتی اول باید خواب و فروپاشی فعالیت درست می‌شد، یا برنامه‌ریزی فعالیت وقتی ترومای حل‌نشده موتور ماجرا بود. دانستن اینکه چه چیزی شکست خورد اطلاعات مفیدی است، نه دلیلی برای انتظار همان نتیجه.

مستقیم با من حرف بزنید

اگر بیکار بوده‌اید و روزها خاکستری شده‌اند، بیست دقیقهٔ اول رایگان است، تلفنی، با خود من. با ۶۰۴-۷۲۱-۰۶۰۴ تماس بگیرید یا پیامک بدهید، در واتساپ پیام بفرستید، یا زمان تماس را در drsamuel.ca/book-a-call/ انتخاب کنید. وقت‌های عصر و آخر هفته موجود است، حضوری در ۱۳۰۰–۱۵۰۰ خیابان وست جورجیا در مرکز شهر ونکوور یا از طریق ویدیوی امن در سراسر بریتیش کلمبیا. جلسات به فارسی برگزار می‌شود.

می‌توانید دربارهٔ نوروفیدبک در drsamuel.ca/neurofeedback/، دربارهٔ مشاورهٔ فردی در drsamuel.ca/individual-therapy/ و دربارهٔ درمان افسردگی به فارسی در drsamuel.ca/farsi-depression/ بیشتر بخوانید. دو نوشتهٔ پیشین به زمین‌های همسایه می‌پردازند: افسردگی پنهان در ونکوور و مشاورهٔ اضطراب اجتماعی در ونکوور.

این مقاله با همکاری ویراستاری متخصص نوشته شده است.

Sources

Leave a Comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *

Dr SamuelCounselling · Therapy · Neurofeedback
Call Now — FreeDirect line · No formsتماس مستقیم با ساموئل بدون دخالت منشی WhatsApp / Textواتساپ / پیامک Request a Callbackدرخواست تماس کتبی

Suite 1300, 1500 West Georgia Street, Vancouver, BC

6047210604

[email protected]

AFFILIATED WITH
BCACC
RCC
BCACC RCC
CCPA
CCC
CCPA CCC
Red Cross (IFRC)
Hollyburn Support
Sun Life Lumino
SHIFA
Shifa Therapy
FNHA
FNHA Provider
Scroll to Top